ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 17:12
Miracle of the Slave" Painting by Tintoretto"نقاشی تزئینیه، اصل قصه اینجاست:یکی بود یکی نبودزمونای قدیم، که هنوز انقلاب نشده بود و جهل و خرافات توی کشور بیداد میکرد، یه روستای دورافتادهای بود به اسم عالمآباد. یکی از روزهای گرم تابستون، یه مرد غریبه، با صورتی کبود و لباسهای پارهپوره و صداهای عجیبغریب وارد روستا شده بود و به هر کسی که میرسید، فحش میداد و وقتی آدمها نزدیکش میشدند که بفهمند مسئله چیه، تف میکرد تو صورتشون، میخندید و فرار میکرد. اولین زمینِ ده، زمین آسِد مرتضا بود که داشت یونجههاشو دِرو میکرد. مرد غریبه بهش رسید و در غالب فحشهایی چند، به اعضای تناسلی مادرِ آسِد مرتضا، اشاره کرد. آسِد مرتضا که مادرش رو خیلی دوست داشت و -مثل همه- بهش یاد داده بودند که هر کس از این حرفا بهش زد، باید عصبانی بشه و پارهش کنه، اومد به سمت غریبه و با تف و قهقهه مواجه شد. آسِد مرتضا حسابی عصبانی شد و غریبه رو حسابی له و لوردهش کرد. مرد غریبه با خنده فرار کرد تا رسید به اسمالآقا و پسراش. پسرکوچیکهی اسمالآقا داشت به ورودی باغشون میرسید که غریبه به اعضای تناسلی خواهرش اشاره کرد، پسر بزرگتر اسمالآقا که صداهارو شنیده بود، به همراه اسمالآقا اومدند به سمت مرد غریبه و اگر چه کمی تفی شدند، ولی یه کتک سیر به مرد غریبه زدند و خندههای مرد غریبه باعث شد تعجب کنند و رهاش کنند. مرد غریبه به اولین کوچهی شهر رسید، کربلایی رو دید که داره توی طویله، شیر گاو میدوشه. رفت توی طویله و یه تف انداخت پس کلهی کربلایی و بعد هم به خواهر کربلایی فحش جنسی داد. کربلایی اگر چه خواهر نداشت، ولی -مثل همه- میدونست فحش جنسی چه بار تخریب کمرشکنی داره، بیلش رو برداشت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 20:07